|
آیینه خیال – شماره 4
سلامت موسیقی مذهبی رو به تحلیل است
گفت و گو با عماد توحیدی، آهنگساز
عماد
توحیدی، آهنگساز، در آلبوم «ذوالجناح» تجربهای تازه در
موسیقی مذهبی ایران ارائه داده است. او در این اثر سعی کرده
است تا از هر نوع تداعی و ارجاع مستقیم و مؤلفههای همیشگی که
در این ژانر موسیقی وجود دارد به شدت پرهیز کند. «ذوالجناح»
اثری است که بر مستقل نگریستن و دوری از عادات و تداعیها
اصرار دارد و از همین روی در آن از ارکستر بزرگی از سازهای
کوبهای ایران و جهان استفاده شده است. استفاده از آوازهای
قدیمی عروسی بوشهریها در یکی از قطعات، یا به کارگیری آوازهای
ماهیگیران جنوب و یا مدد جستن از سازهایی مثل نی انبان که
سابقه حضور در موسیقی دینی ندارند و خیلی از ویژگیهای دیگر از
این قبیل در اثر مشهود است. اما قبل از همه اینها دغدغه فکری
توحیدی پدیداری خوانشی براساس سنت موسیقی دینی در اشکال متنوع
و مشروعیت یافتن آن در فضایی مدرن و تجربه نشده بود.
اصولاً تا چه اندازه میتوان تعریف مشخص و علمیای برای موسیقی
مذهبی ارائه داد؟
ژانر موسیقی در غرب پیشینه و تعریف مشخص و مدونی دارد، اما در
ایران به لحاظ منبعث بودن این نوع موسیقی از فرهنگ شفاهی و
آیینهای باستانی اقوام گوناگون، لازم است که به سطحبندی
معقول اهالی موسیقی و دین برسیم و آن وقت به تبارشناسی و کالبد
شکافی آن بپردازیم. از سویی ساحت بروز این نوع موسیقی قدسی و
معنوی که در کشور ایران براساس حماسه بیژن و رویین و سیاوش کشی
و نظایر آن و تبلور این حماسهها در رسم و بنیانهای فکری تشیع
و تصوف شکل گرفته، متنوع است. موسیقی عاشورایی، عبادی، تعزیه و
حتی صوفیانه از این جملهاند. بروزات موسیقی مذهبی در اشکال
نمایشی مانند تعزیه، مداحی و منقبتخوانی و دیگر اشکال، هر
کدام حوزههای سخن شناسی، مردم شناسی، اسطوره شناسی و موسیقی
شناسی علمی خود را میطلبد که فارغ از تعاریف سلیقهای، محدود
به یک حوزه خاص است. اعتقاد من این است که ما هنوز در این
مسئله به یک تعریف مشخص و کامل که مورد وفاق اهل فرهنگ و هنر
باشد، نرسیدهایم؛ در حالی که اگر حوزههای فکری مشخص نباشند،
متولی و کارشناس زبدهای هم وجود نخواهد داشت. از سویی در
بسیاری از حوزههای فرهنگی، شاهد استفاده از کارکردهای گذرا و
ابزاری هستیم و این خود از مهمترین علل انحراف، نزول و انهدام
تدریجی موسیقی است. برای رشد تفکر تحلیلی درباره میراثی که در
دست داریم، لازم است علاوه بر ثبت و ضبط این میراث، متولیان
فرهنگی به الگوها توجه داشته باشند و در جهت زنده نگه داشتن
مجد و شرف آن تلاش کنند.
اثر موسیقایی باید چه ویژگی ها و مؤلفههایی داشته باشد که
قطعه مذهبی شناخته شود؟
موسیقی دینی با هدف پرستش و معرفت الهی و یا ارج نهادن به
قداستی عمیق ساخته میشود به قول کریستف ولف، موسیقی دینی
فرصتی برای موسیقیدان است به جهت آنکه در قالب بیانیه،
اعتقاداتش در مقام یک مؤمن را با اعتقادش در کسوت یک هنرمند
یگانه سازد.
و این اتفاق تا چه اندازه در «ذوالجناح» رخ داده است؟
این اثر شاید برای من فرصت ابراز احساسات متنوع در برابر
رویدادی عظیم بود که وجوه مکشوف و مستور بسیار دارد. نخواستم
احساساتم را درگیر تضرع و استغاثه کنم. خواستم در موسیقی من
تپش، شور و شکوه واقعه تجلی پیدا کند؛ فرآیندی که ترکیب ارکستر
کوبهای و آواهای متنوع میتوانست من را در راه رسیدن به این
خواست یاری کند. این اثر را میتوان دربرگیرنده منظومهای از
تفکر دانست که رسم شیعه، بنیادهای تفکر ایرانی، اساطیر، خاطره
مقدس واقعه عاشورای سال 61 هجری و آیینهای سور و سوگ و فرهنگ
های اقوام متنوع این ملک کهن در تار و پودش عیان است.
لزوم توجه به ارکستراسیونی خاص در موسیقی مذهبی تا چه اندازه
است؟
ساحت این موسیقی با توجه به تنوع آن در ایران مربوط به نوعی از
اجرا، ارکستراسیون و ادبیات خاص نمیشود. موسیقی مذهبی ایران
قبل از تبعیت از فرم و الگوهای خاص، دارای روح واحدی است که در
قالبهای متنوع فرهنگی بروز مییابد. این روح واحد در تلاوت
قرآن کریم، اذان، ذکر، منقبت، زیارت نامه، مدح، سینه زنی تا
آوازهای تعزیه، نوحه خوانیها و حتی ساز و آواز و ذکر در مناسک
صوفیانه حضور و تجلیات گوناگون دارد.
عدم تمایل موسیقی دانان ایرانی به ساخت آثاری در این حوزه به
چه علت است؟
نباید انتظار داشت که طیف گستردهای از موسیقی دانان وارد این
مبحث شوند. اولین قدم برای وارد شدن به این نوع موسیقی آن است
که ما سیره اهل بیت را بشناسیم و به آن تقرب معرفتی داشته
باشیم. وجه دیگر ماجرا نبود عزم جدی متولیان تولید موسیقی در
ایجاد شرایط یا حضور و مشارکت طیفی از موسیقی دانان ایرانی در
این مقوله است. اگر این مشکلات برطرف شود، میتوان امید داشت
که موسیقی دانان ایرانی نقش مؤثری در آفرینش موسیقی مذهبی
داشته باشند و در آن صورت، قطعاً این جریان مسیر بهتری پیش روی
خواهد دید.
در صحبتهایی
به انحرافاتی که این مقوله با آن روبرو بوده است اشاره داشتید؛
در این خصوص توضیحات بیشتری میدهید؟
هم اکنون نمونههای مختلف موسیقی چون مرثیه، منقبت و ... در
حال فراموشی است و علاوه بر آن سلامت بسیاری از گونههای مذهبی
رو به تحلیل است. جست و جو و گردآوری و ثبت موسیقی مذهبی و
آیینی ایران گام مهمی در ادامه حیات بارور این نوع موسیقی است.
روششناسی و چگونگی انجام این فرآیند نیز اهمیت فوق العادهای
داشته و لازم است آگاهان و موسیقی دانان آشنا به این مهم در
کنار حمایت و اراده سازمانهای مسئول، این گنجینه و میراث
باارزش فرهنگی را استخراج کنند و در معرض استفاده علاقهمندان
و فعالان این حوزه قرار دهند. یکی از دلایل ظهور نمونههای
بیریشه و فاقد اصالت، عدم آشنایی فعالان این بحث با نمونههای
باارزش و با هویت قدیمی است و البته اعتقاد دارم سازمان صدا و
سیما میتواند بسیار بهتر و احترام برانگیزتر نمونههای اصیل
را در سطح جامعه مخاطب خود ترویج کند و از برخوردهای عامه پسند
بپرهیزد. یکی از پژوهشگران غرب میگوید: وقتی یک سنت یا فرهنگ
در حال نابودی است، انگار کتابخانه ای در حال سوختن است. به
این ترتیب، به نظر من یکی از راههای برون رفتن از بنبست
تکرار و اضمحلال، به کارگیری این سنتها در شکلهای مدرن است و
صد البته که این اتفاق باید با تکیه بر تفکر و معرفت رخ دهد.
وقتی که بسترهای غنی فرهنگ وجود دارد، باید که پیشرو و خلاق
بود و میراث گذشته را با توجه به دوران و تفکر امروز احیا کرد. |