مقالات    
         
            موسیقی در عهد باستان  
         
 

موسیقی در عهد باستان

نوشته: دكتر استرل‌لا1 / ترجمه: سید عماد توحیدی

  

   
 

اشاره:


اطلاعات ما درباره موسیقی قبل از سال 200 میلادی بسیار اندك است، زیرا در آن دوران، فرهنگهای باستانی تلاشی برای ثبت موسیقی بر اساس نظامهای نت‌نگاری نمی‌كردند. پیكرنگاری (آی كونوگرافی2) در موسیقی، مطالعه نشانه‌های گرافیكی از فعالیتهای موسیقایی است. باستان‌‌شناسان، صنایع دستی و نقاشیهایی را از دوران قبل از تاریخ كشف كرده‌اند كه در آنها نوازندگان، سازهای مختلفی را می‌نوازند.
سازهای موسیقایی اولیه نیز در این كشفیات مشاهده می‌شوند. مثلاً اخیراً در حفاریهایی كه در اوكراین صورت گرفته‌اند، سازهایی از استخوان ماموت، متعلق به 18000 سال قبل از میلاد مسیح به‌دست آمده‌اند. موسیقی احتمالاً در آن دوران به‌عنوان ابزار ارتباطی انسانهای اولیه در هنگام گرد آمدن برای شكار به كار می‌رفته است. طبلها و شیپورهای اولیه كه از صدف و اجزای بدن حیوانات ساخته می‌شدند، حتی امروزه هم توسط انسانهای بدون برای ارتباط گرفتن از فواصل دور به كار می‌روند. ممكن است كه انسانهای اولیه تحت تأثیر قدرت چنین ارتباطی قرار گرفته و نغماتی را با سازها نواخته‌ باشند كه غیر از جنبه ارتباطی، خوشایند و دلپذیر هم بوده باشند. با تغییر زندگی مبتنی بر شكار به زندگی متكی به زمین، موسیقی احتمالاً در مراسم و آئینهای دینی به كار گرفته می‌شد و همراه ریتمیك مطلوبی برای كم كردن از خستگی مشقت‌بار كار كشاورزی بود. موسیقی به احتمال قریب به یقین در فعالیتهای انسانی، نقش حمایت‌كننده‌ای را نیز ایفا می‌كرد. بسیاری از دانشوران رشته موسیقی معتقدند كه موسیقی در تمدن قبل از تاریخ، فعالیت مستقلی بوده است.

موسیقی در چین باستان

مدارك تاریخی درباره تاریخ موسیقی چینی به امپراتوری شانگ 3 در 1600 تا 1000 سال قبل از میلاد مسیح مربوط می‌شوند. فیلسوفان چینی، از جمله كنفوسیوس4 (551 تا 479 ق.م)، موسیقی را در برقراری نظم در كائنات در جوامع انسانی، ضروری می‌دانستند. امپراتور هان ودی5 كه از سال 140 تا 87 ق. م حكمرانی می‌كرد، در این زمینه تا جایی پیش رفت كه دفتر سلطنتی موسیقی را بنا نهاد. چینیهای باستان نخستین ملتی بودند كه علم آكوستیك6 را توسعه دادند و برای كوك كردن دقیق سازها، ارزش فراوانی قائل شدند. موسیقی باستانی چین، مونوفونیك7 و مبتنی بر میزان پنج‌تایی شبیه به میزان پنتاتونیك8 غربی بود. بیان موسیقایی در اجرای موسیقی چینی، بر تغییرات اندك در لحن مبتنی است. در موسیقی و زبان چینی، در تحلیل و تفسیر محتوا، بالا و پایین رفتن صدا و تغییر كلمات، از اهمیت خاصی برخوردار هستند. در ادبیات موسیقایی چین باستان، به مجموعه متنوعی از سنجها، طبلها، زنگها، سازهای بادی و سازهای زهی اشاره شده است. موسیقی سنتی چینی به طرز عجیبی در طی قرنها، ثابت باقی مانده و بر رویه‌های موسیقایی سایر تمدنهای باستانی سایه افكنده است.

سرود حورین9 تانی‌كال10

در سالهای 1950، باستان‌شناسان درحفاریهایی كه در سوریه انجام دادند، صفحات گلی بسیاری را كشف كردند كه روی‌ آنها نشانه‌هایی به شكل خط میخی و به زبان باستانی حورین دیده می‌شود. حورین زبانی بود كه مردم شهر باستانی اوگاریت11 به آن صحبت می‌كردند. آنها سرزمینی را در نزدیكی دهكده رأس شمرا12 و بندر كوچك مین البیضا13 در حدود شش مایلی لاتاكیا14 در شمال غربی سوریه اشغال كرده بودند. این صفحات كه تاریخ آنها تقریباً به 1400 سال قبل از میلاد برمی‌گردد، شامل سرودی برای همسر خدای ماه، نی‌كال، هستند. جالب است بدانیم كه در این صفحات، دستورالعملهای مفصل اجرا توسط یك خواننده و نوازنده چنگ كه او را همراهی می‌كند و همچنین دستورالعملهایی برای كوك كردن ساز چنگ آمده است. محققان موسیقی، براساس این مدارك، نوعی سرود را كه به‌ صورتی هماهنگ و با فواصل سه، چهار، پنج و شش تایی اجرا می‌شدند، تشخیص داده‌اند. این نمونه كمیاب و بی‌نظیر از پولی فونی15 در موسیقی دوره باستان، این اعتقاد غلط دیرینه را كه هارمونی در موسیقی تا قرون وسطی وجود نداشته است، باطل می‌سازد. هنوز این احتمال وجود دارد كه مدارك موسیقایی بیشتری درباره پلی‌فونی در آینده در حفاریها كشف شوند.

موسیقی عبری باستان

اهمیت موسیقی در زندگی مردم عبری، به خوبی در كتاب عهد عتیق آمده است. آیات تورات در مراسم دینی به‌صورت پرسش و پاسخ موسیقایی خوانده می‌شدند. گاهی اوقات گروه، پاسخ خواننده تك‌خوان را می‌داد و گاهی گروهی به‌دنبال گروه دیگر می‌خواند.
در عهد عتیق به سازهای بادی، زهی و كوبه‌ای اشاره شده است. تنها ساز سنتی كه امروزه هم در مراسم یهودیان نواخته می‌شود، شوفار16 نام دارد كه نوعی ساز بدوی است. علائمی كه در موسیقی باستانی عبری به كار می‌رفتند، امروزه براساس نظام نت‌نگاری تنظیم شده و «تعمیم» خوانده می‌شوند. این نظام نشانه‌گذاری به طرز حیرت‌انگیزی به نخستین نظامهای نت نگاری در سرودهای مسیحی شباهت دارد. این ارتباط، به خوبی نشان می‌دهد كه مسیحیان نخستین، آداب و سنن یهودیت را رعایت می‌كرده‌اند تا به‌تدریج هویت مسیحی خود را خلق كرده‌اند.

موسیقی یونان باستان

یونانیان باستان موسیقی را به اندازه ریاضیات و نجوم، ضروری می‌دانستند. فیثاغورث (500 ق.م) نسبتهای فركانسی را كه ما امروزه در موسیقی، به آنها فواصل می‌گوییم، كشف كرد. مثلاً دو نتی كه فركانسهای آنها براساس ضریب 2 به 1 هستند، یك اكتاو، 3 به 2 یك پنجم، 4 به 3 یك چهارم و 9 به 8 یك ماژور را ایجاد می‌كنند. موسیقیدانها و فلاسفه یونانی از یك ساز تك‌سیمی كه به‌عنوان مونوكورد17 شناخته می‌شد، برای تولید فواصل گوناگون استفاده می‌كردند. فلاسفه فیثاغورثی اعتقاد داشتند كه این ضرائب بر حركات اجرام سماوی و سایر عناصر مربوط به كهكشان هم حكم می‌رانند. از این‌رو موسیقی در یونان، جنبه هنری و روشنفكرانه بسیار بالایی پیدا كرد و هم‌طراز با ریاضیات، اخلاق و نجوم مطرح شد. رساله بطلمیوس با عنوان هارمونی، مهم‌ترین مأخذ در موسیقی باستانی یونان است. تفسیر رساله‌های موسیقی یونان باستان، نت‌نگاری ریتمیك را نشان می‌دهد، ولی درمورد بیان و تفسیر گامها، اختلاف نظرهای بی‌شماری در این آرا وجود دارد. یونانیها از نظامی آهنگین كه احتمالاً به مقیاسهای امروزی ما شباهت داشتند، استفاده می‌كردند.
نت‌نگاری دقیق موسیقایی به شكل امروزی، در یونان باستان وجود نداشت. یونانیان باستان با استفاده از الفبای یونانی، نوعی خط فاصله‌های ملودیك و تقسیمات ریتمیك را ابداع كرده بودند. در حدود 15 نمونه از نت‌نگاری یونان باستان، امروزه موجود هست. پژوهشگران سعی كرده‌اند باگردآوری تمامی اطلاعات موجود در منابع ادبی آن دوران درباره نظامهای ریتمیك و تونال و استفاده از آنها در ساختمان نخستین سازهای یونانی، اجزای این قطعات موسیقی را تشخیص بدهند. در نتیجه، حدسهای ثاقبی درباره نغمات موسیقی یونان باستان، توسط آنها مطرح شده‌اند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه موسیقی یونان باستان مونوفونیك (فقط ملودی) یا هتروفونیك18 (نواختن گونه‌های مختلف یك ملودی همسان توسط سازهای گوناگون به‌طور هم‌زمان) بوده است.
بسیاری از منابع ادبی، نقش بسیار مهم موسیقی را در فرهنگ یونان و تأثیر آن بر رفتار بشری نشان می‌دهند. بر خلاف موسیقی مدرن، موسیقی باستان یونان جزئی منسجم از سایر شكلهای هنری، مخصوصاً رقص، نمایش و شعر بود. برای مثال، ایلیاد و ادیسه هومر اشعاری مطوّل هستند كه قرار بوده است به‌عنوان اشعار بزمی و همراه با سازهایی زهی چون چنگ نواخته شوند. شاید به‌خاطر درهم‌ آمیختگی موسیقی با سایر هنرها و نیز جنبه‌های مختلف زندگی یونانیان بود كه فلاسفه یونان، آن را دارای قدرتهای روان‌شناختی و حتی ماوراءالطبیعه‌ای می‌دانستند. نظریه انسان‌شناسی در یونان، مبتنی بر تأثیر شگفت‌آور موسیقی بر رفتار انسانها بود. برای مثال، سبك دوریان19، انسانها را منطقی و متفكر و موسیقی سبك فریژیان،20 او را احساساتی و جنگ‌طلب می‌سازد. اورفئوس21، یكی از بزرگترین اساطیر یونان، می‌توانست با موسیقی خود، اشیاء را به حركت درآورد و بر خدایان تأثیر بگذارد. صدای سازهای خاصی نیز، بسیار قدرتمند بودند. مثلاً گفته می‌شد كه صدای چنگ و كیتارا22، باعث تحریك استدلال می‌شود و با عبادت آپولو23، خدای عقل ارتباط دارد. همچنین، سازی دو سیمه‌ای كه به نام آولوس24 شناخته می‌شد، به اعتقاد یونانیها، احساس را برمی‌انگیخت و با عبادت دیونی سوس25، خدای وجد و خلسه ارتباط داشت. تأثیر موسیقی بر رفتارانسانها به قدری از نظر یونانیان باستان مسلم بود كه بحثهای گسترده‌ای درباره این موضوع در بحثهای افلاطون، به‌خصوص در كتاب جمهوریت مطرح شده‌اند.

موسیقی كلیساهای اولیه رم

در این مورد كه رومیان باستان نقشی بیش از استفاده از سازهای مسی در سپاه، در تاریخ موسیقی داشته‌اند، مدارك چندانی در دست نیست. رومیها در سال 146 ق.م بر یونانیها فاتح شدند و موسیقی و دین آنها را پذیرفتند. نوشته‌های سیسرو26، كوئین تیلیان27 و سایرین نشان می‌دهند كه موسیقی صرفاً به منظور سرگرمی در جشنها و جشنواره‌ها و به‌صورت گروه‌های همسرایان و نوازندگان اجرا می‌شد. با افزایش محبوبیت مسیحیت در سالهای 200 پس از میلاد، زوال تدریجی امپراتوری رم به وقوع پیوست. امپراتور كنستانتین28 اول كه از سال 306 تا 337 میلادی حكم‌روایی می‌كرد، دین مسیح را پذیرفت و برای نخستین بار در تاریخ امپراطوری رم، به آن رسمیت قانونی داد. روم برای چندین قرن متوالی، تاثیر وحدت بخش و صلح‌آمیزی بر اروپا داشت، اما به تدریج و با ادغام بربرها در رومیها، امنیت امپراتوری به مخاطره افتاد. هنگامی كه امپراتوری روم در سال 395 میلادی، مكرراً تقسیم شد، مسیحیت تبدیل به تنها نیروی فرهنگی عمده و كارآمدی شد كه می‌توانست وحدت امپراتوری غربی و حیات بیزانس را حفظ كند.
هنگامی كه آخرین امپراتور روم، رومولوس آگوستولوس29 جوان در سال 476 از كار بركنار شد، حكومت پاپ در روم، استقرار یافت و قانونگزاری از طریق كلیسای مسیحی را به‌عهده گرفت. تا قرنهای متمادی، موسیقی كلیسای مسیحی، تنها موسیقی موجود در اروپا بود. موسیقیهای اولیه مسیحی، عمدتاً سرود‌های مونوفونیكی بودند كه تحت تأثیر سنت موسیقایی یهود ساخته می‌شدند و مطلقاً با صدای انسانی اجرا می‌شدند، زیرا كلیسا نهایت سعی خود را می‌كرد از ورود سازهای بی‌شماری كه ادیان رقیب از آنها استفاده می‌كردند، به عرصه موسیقی كلیسا ممانعت به‌عمل آورد. ترجمه‌های لاتین توسط بوئیتوس30 (480 تا 524 م.) و كاس‌ سیودوروس31 (490 تا 585 م.) در زمینه ادبیات موسیقایی یونان، به تشكیل مبانی سرودهای اولیه مسیحی كمك زیادی كردند. موسیقی غربی، عمدتاً از این منابع سرچشمه می‌گیرند.

1. Dr. Strella
2. Iconography
3. Shang
4. Confucius
5. Han wudi
6. Acoustics
7. Monophonic
8. Pentotonic
9. Hurrian
10. Nikal
11. Ugarit
12. Ras shamra
13. Minet - el - Beida
14. Latakia
15. Polyphony
16. Shofar
17. Monochord
18. Heterophonic
19. Dorian
20. Phrygian
21. Orpheus
22. Kithara
23. Apollo
24. aulos
25. Dionysus
26. Cicero
27. Quintilian
28. Constantine
29. Romulus Augustulus
30. Boethius
31. Cassiodorus

 

 

 

 

        Copyright 2008

 Powered By: mona.ghn@gmail.com