اطلاعات مادرباره موسیقی قبل از سال 200 میلادی بسیار اندك است، زیرا در آن
دوران، فرهنگهایباستانی تلاشی برای ثبت موسیقی بر اساس
نظامهای نتنگاری نمیكردند. پیكرنگاری (آیكونوگرافی2) در
موسیقی، مطالعه نشانههای گرافیكی از فعالیتهای موسیقایی است.
باستانشناسان، صنایع دستی و نقاشیهایی را از دوران قبل از تاریخ كشف كردهاند كهدر آنها نوازندگان، سازهای مختلفی را مینوازند.
سازهای موسیقایی اولیه نیز دراین كشفیات مشاهده میشوند. مثلاً اخیراً در حفاریهایی كه در
اوكراین صورتگرفتهاند، سازهایی از استخوان ماموت، متعلق
به 18000 سال قبل از میلاد مسیح بهدستآمدهاند. موسیقی
احتمالاً در آن دوران بهعنوان ابزار ارتباطی انسانهای اولیه درهنگام گرد آمدن برای شكار به كار میرفته است. طبلها و شیپورهای
اولیه كه از صدف واجزای بدن حیوانات ساخته میشدند، حتی
امروزه هم توسط انسانهای بدون برای ارتباطگرفتن از فواصل
دور به كار میروند. ممكن است كه انسانهای اولیه تحت تأثیر قدرتچنین ارتباطی قرار گرفته و نغماتی را با سازها نواخته باشند كه
غیر از جنبهارتباطی، خوشایند و دلپذیر هم بوده باشند. با
تغییر زندگی مبتنی بر شكار به زندگیمتكی به زمین، موسیقی
احتمالاً در مراسم و آئینهای دینی به كار گرفته میشد و همراهریتمیك مطلوبی برای كم كردن از خستگی مشقتبار كار كشاورزی بود.
موسیقی به احتمالقریب به یقین در فعالیتهای انسانی، نقش
حمایتكنندهای را نیز ایفا میكرد. بسیاریاز دانشوران
رشته موسیقی معتقدند كه موسیقی در تمدن قبل از تاریخ، فعالیت مستقلیبوده است.
موسیقی در چین باستان
مدارك تاریخی درباره تاریخ موسیقیچینی به امپراتوری شانگ 3 در 1600 تا 1000 سال قبل از میلاد مسیح
مربوط میشوند.
فیلسوفان چینی، از جمله كنفوسیوس4 (551 تا 479 ق.م)، موسیقی را در برقراری نظم دركائنات در جوامع انسانی، ضروری میدانستند. امپراتور هان ودی5 كه
از سال 140 تا 87ق. م حكمرانی میكرد، در این زمینه تا
جایی پیش رفت كه دفتر سلطنتی موسیقی را بنانهاد. چینیهای
باستان نخستین ملتی بودند كه علم آكوستیك6 را توسعه دادند و برای كوككردن دقیق سازها، ارزش فراوانی قائل شدند. موسیقی باستانی چین،
مونوفونیك7 و مبتنیبر میزان پنجتایی شبیه به میزان
پنتاتونیك8 غربی بود. بیان موسیقایی در اجرایموسیقی چینی،
بر تغییرات اندك در لحن مبتنی است. در موسیقی و زبان چینی، در تحلیل وتفسیر محتوا، بالا و پایین رفتن صدا و تغییر كلمات، از اهمیت خاصی
برخوردار هستند.
در ادبیات موسیقایی چین باستان، به مجموعه متنوعی از سنجها، طبلها، زنگها، سازهایبادی و سازهای زهی اشاره شده است. موسیقی سنتی چینی به طرز عجیبی
در طی قرنها، ثابتباقی مانده و بر رویههای موسیقایی سایر
تمدنهای باستانی سایه افكندهاست.
سرود حورین9 تانیكال10
در سالهای 1950، باستانشناساندرحفاریهایی كه در سوریه انجام دادند، صفحات گلی بسیاری را كشف
كردند كه روی آنهانشانههایی به شكل خط میخی و به زبان
باستانی حورین دیده میشود. حورین زبانی بودكه مردم شهر
باستانی اوگاریت11 به آن صحبت میكردند. آنها سرزمینی را در نزدیكیدهكده رأس شمرا12 و بندر كوچك مین البیضا13 در حدود شش مایلی
لاتاكیا14 در شمالغربی سوریه اشغال كرده بودند. این صفحات
كه تاریخ آنها تقریباً به 1400 سال قبل ازمیلاد برمیگردد،
شامل سرودی برای همسر خدای ماه، نیكال، هستند. جالب است بدانیمكه در این صفحات، دستورالعملهای مفصل اجرا توسط یك خواننده و
نوازنده چنگ كه او راهمراهی میكند و همچنین
دستورالعملهایی برای كوك كردن ساز چنگ آمده است. محققان
موسیقی، براساس این مدارك، نوعی سرود را كه به صورتی هماهنگ و با فواصل سه، چهار،پنج و شش تایی اجرا میشدند، تشخیص دادهاند. این نمونه كمیاب و
بینظیر از پولیفونی15 در موسیقی دوره باستان، این اعتقاد
غلط دیرینه را كه هارمونی در موسیقی تاقرون وسطی وجود
نداشته است، باطل میسازد. هنوز این احتمال وجود دارد كه مداركموسیقایی بیشتری درباره پلیفونی در آینده در حفاریها كشف شوند.
موسیقی عبریباستان
اهمیت موسیقی در زندگی مردم عبری، به خوبی در كتاب عهد عتیق آمدهاست. آیات تورات در مراسم دینی بهصورت پرسش و پاسخ موسیقایی
خوانده میشدند. گاهیاوقات گروه، پاسخ خواننده تكخوان را
میداد و گاهی گروهی بهدنبال گروه دیگرمیخواند.
در عهد عتیق به سازهای بادی، زهی و كوبهای اشاره شده است. تنها سازسنتی كه امروزه هم در مراسم یهودیان نواخته میشود، شوفار16 نام
دارد كه نوعی سازبدوی است. علائمی كه در موسیقی باستانی
عبری به كار میرفتند، امروزه براساس نظامنتنگاری تنظیم
شده و «تعمیم» خوانده میشوند. این نظام نشانهگذاری به طرز
حیرتانگیزی به نخستین نظامهای نت نگاری در سرودهای مسیحی شباهت دارد. این ارتباط،به خوبی نشان میدهد كه مسیحیان نخستین، آداب و سنن یهودیت را
رعایت میكردهاند تابهتدریج هویت مسیحی خود را خلق
كردهاند.
موسیقی یونانباستان
یونانیان باستان موسیقی را به اندازه ریاضیات و نجوم، ضروریمیدانستند. فیثاغورث (500 ق.م) نسبتهای فركانسی را كه ما امروزه
در موسیقی، بهآنها فواصل میگوییم، كشف كرد. مثلاً دو نتی
كه فركانسهای آنها براساس ضریب 2 به 1هستند، یك اكتاو، 3
به 2 یك پنجم، 4 به 3 یك چهارم و 9 به 8 یك ماژور را ایجاد
میكنند. موسیقیدانها و فلاسفه یونانی از یك ساز تكسیمی كه بهعنوان مونوكورد17شناخته میشد، برای تولید فواصل گوناگون استفاده میكردند. فلاسفه
فیثاغورثی اعتقادداشتند كه این ضرائب بر حركات اجرام سماوی
و سایر عناصر مربوط به كهكشان هم حكممیرانند. از اینرو
موسیقی در یونان، جنبه هنری و روشنفكرانه بسیار بالایی پیدا
كرد و همطراز با ریاضیات، اخلاق و نجوم مطرح شد. رساله بطلمیوس با عنوان هارمونی،مهمترین مأخذ در موسیقی باستانی یونان است. تفسیر رسالههای
موسیقی یونان باستان،نتنگاری ریتمیك را نشان میدهد، ولی
درمورد بیان و تفسیر گامها، اختلاف نظرهایبیشماری در این
آرا وجود دارد. یونانیها از نظامی آهنگین كه احتمالاً به مقیاسهایامروزی ما شباهت داشتند، استفاده میكردند.
نتنگاری دقیق موسیقایی به شكلامروزی، در یونان باستان وجود نداشت. یونانیان باستان با استفاده
از الفبای یونانی،نوعی خط فاصلههای ملودیك و تقسیمات
ریتمیك را ابداع كرده بودند. در حدود 15 نمونهاز نتنگاری
یونان باستان، امروزه موجود هست. پژوهشگران سعی كردهاند باگردآوریتمامی اطلاعات موجود در منابع ادبی آن دوران درباره نظامهای ریتمیك
و تونال واستفاده از آنها در ساختمان نخستین سازهای
یونانی، اجزای این قطعات موسیقی را تشخیصبدهند. در نتیجه،
حدسهای ثاقبی درباره نغمات موسیقی یونان باستان، توسط آنها مطرحشدهاند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه موسیقی یونان باستان
مونوفونیك (فقطملودی) یا هتروفونیك18 (نواختن گونههای
مختلف یك ملودی همسان توسط سازهای گوناگونبهطور همزمان)
بوده است.
بسیاری از منابع ادبی، نقش بسیار مهم موسیقی را درفرهنگ یونان و تأثیر آن بر رفتار بشری نشان میدهند. بر خلاف
موسیقی مدرن، موسیقیباستان یونان جزئی منسجم از سایر
شكلهای هنری، مخصوصاً رقص، نمایش و شعر بود. برایمثال،
ایلیاد و ادیسه هومر اشعاری مطوّل هستند كه قرار بوده است بهعنوان اشعاربزمی و همراه با سازهایی زهی چون چنگ نواخته شوند. شاید بهخاطر
درهم آمیختگیموسیقی با سایر هنرها و نیز جنبههای مختلف
زندگی یونانیان بود كه فلاسفه یونان، آنرا دارای قدرتهای
روانشناختی و حتی ماوراءالطبیعهای میدانستند.
نظریهانسانشناسی در یونان، مبتنی بر تأثیر شگفتآور موسیقی بر رفتار
انسانها بود. برایمثال، سبك دوریان19، انسانها را منطقی و
متفكر و موسیقی سبك فریژیان،20 او رااحساساتی و جنگطلب
میسازد. اورفئوس21، یكی از بزرگترین اساطیر یونان، میتوانستبا موسیقی خود، اشیاء را به حركت درآورد و بر خدایان تأثیر بگذارد.
صدای سازهایخاصی نیز، بسیار قدرتمند بودند. مثلاً گفته
میشد كه صدای چنگ و كیتارا22، باعثتحریك استدلال میشود و
با عبادت آپولو23، خدای عقل ارتباط دارد. همچنین، سازی دو
سیمهای كه به نام آولوس24 شناخته میشد، به اعتقاد یونانیها، احساس را برمیانگیختو با عبادت دیونی سوس25، خدای وجد و خلسه ارتباط داشت. تأثیر
موسیقی بررفتارانسانها به قدری از نظر یونانیان باستان
مسلم بود كه بحثهای گستردهای دربارهاین موضوع در بحثهای
افلاطون، بهخصوص در كتاب جمهوریت مطرح شدهاند.
موسیقیكلیساهای اولیه رم
در این مورد كه رومیان باستان نقشی بیش از استفاده ازسازهای مسی در سپاه، در تاریخ موسیقی داشتهاند، مدارك چندانی در
دست نیست. رومیهادر سال 146 ق.م بر یونانیها فاتح شدند و
موسیقی و دین آنها را پذیرفتند. نوشتههایسیسرو26، كوئین
تیلیان27 و سایرین نشان میدهند كه موسیقی صرفاً به منظور سرگرمی درجشنها و جشنوارهها و بهصورت گروههای همسرایان و نوازندگان اجرا
میشد. با افزایشمحبوبیت مسیحیت در سالهای 200 پس از
میلاد، زوال تدریجی امپراتوری رم به وقوعپیوست. امپراتور
كنستانتین28 اول كه از سال 306 تا 337 میلادی حكمروایی میكرد،دین مسیح را پذیرفت و برای نخستین بار در تاریخ امپراطوری رم، به
آن رسمیت قانونیداد. روم برای چندین قرن متوالی، تاثیر
وحدت بخش و صلحآمیزی بر اروپا داشت، اما بهتدریج و با
ادغام بربرها در رومیها، امنیت امپراتوری به مخاطره افتاد. هنگامی كهامپراتوری روم در سال 395 میلادی، مكرراً تقسیم شد، مسیحیت تبدیل
به تنها نیرویفرهنگی عمده و كارآمدی شد كه میتوانست وحدت
امپراتوری غربی و حیات بیزانس را حفظكند.
هنگامی كه آخرین امپراتور روم، رومولوس آگوستولوس29 جوان در سال 476 از كاربركنار شد، حكومت پاپ در روم، استقرار یافت و قانونگزاری از طریق
كلیسای مسیحی رابهعهده گرفت. تا قرنهای متمادی، موسیقی
كلیسای مسیحی، تنها موسیقی موجود در اروپابود. موسیقیهای
اولیه مسیحی، عمدتاً سرودهای مونوفونیكی بودند كه تحت تأثیر سنتموسیقایی یهود ساخته میشدند و مطلقاً با صدای انسانی اجرا
میشدند، زیرا كلیسانهایت سعی خود را میكرد از ورود
سازهای بیشماری كه ادیان رقیب از آنها استفادهمیكردند،
به عرصه موسیقی كلیسا ممانعت بهعمل آورد. ترجمههای لاتین توسطبوئیتوس30 (480 تا 524 م.) و كاس سیودوروس31 (490 تا 585 م.) در
زمینه ادبیاتموسیقایی یونان، به تشكیل مبانی سرودهای اولیه
مسیحی كمك زیادی كردند. موسیقی غربی،عمدتاً از این منابع
سرچشمه میگیرند.