مقالات    
         
            کولی نغمه سرگردانی  
         
 

کولی نغمه سرگردانی

عماد توحيدي

  

   
 

کولی ها نژادی از مردم هند شمالی بودند که دسته دسته از سرزمین خود به نقاط دیگر دنیا رفتند و هر گروه ، رنگ و بوی آن اقلیم را به خود گرفتند و نامی جدید پیدا کردند .در اروپا ،کولی ها یکدیگر را ( روم)یعنی «آدم» می نامیدند .کولی های جزیره یکدیگر را سنیدی یا سنیتی یعنی اهل « ستد» صدا می زدند. درانگلستان با تصور این که کولی ها از مصر آمده اند ، آنها را جیپسی می نامیدند.فرانسوی ها هم به تصور این که انها اهل بوهم هستند ، به آنها بوهمین می گفتند .هلندیها ، آنها را هایدن ، به معنای کافر و بت پرست می نامندو در نقاط مختلف دنیا با همین پیش فرض ها، نام خاصی به آنها داده اند.غالبا این اسامی شکل تحریف شده ای از « زنگالی » هستند که به قول زبان شناسان به معنی « لمس نشدنی » است.و احتمالا ربطی با طبقه کاست ها (نجس ها) ی هند دارد.

در شرق هم کولی ها به تناسب فرهنگ و اداب آن کشور ،نامهای خاصی دارند،مثلا ترکها به انها «چنگانه» یعنی چنگ زن و یا »چنگنه» به معنی بی ادب می گویند.اعراب آآنها را » حرامی« به معنی دزد و مصری ها ،آنها « غجر» به معنی بی عفت می نامند.افغانها نام « کولی و لولی » یعنی روسپی را بر انها نهاده اند ودر جاهای دیگر هم به تناسب آداب و رسوم ، همین کار را کرده اند.اختلاف در ممعانی الفاظ ی که در مورد کولی ها به کار رفته است ،تفاوت بین نگرش غرب و شرق را نسبت به یک پدیده ، به خوبی نشان می دهد.غربی ها بیشتر دغدغه این را داشتند که کولی ها «از کجا» آمده اند.و سرزمینآبا و اجدادی شان کجاست و شرقی ها بیشتر به چگونه بودن آنها توجه کرده اند.تفاوت بین دو تعبیر « جیپسی« و « حرامی» بخوبی این مساله نشان می دهد.کولی ها هنگام مهاجرت از هند به آسیای غربی و  ارو پا به دو دسته تقسیم شدند . عده ای از انها که به طرف اروپا به راه افتادند،مدتی بر سر راه خود در ارمنستان توقف کردند و به همین دلیل برخی از لغات آنها در زبان ارمنی دیده می شوند.نشانه های مدون حضور کولی ها در اروپا ، به قرن دوازدهم میلادی می رسد.و راهبی آلمانی در سال 1122 میلادی از انها نام می برد.ولی مهاجرت اساسی آنها به علت حمله امیر تیمور گورکانی به هند و رد قرن چهاردهم صورت گرفت .اسناد تاریخی نشان می دهند که کولی ها در سال 1317 در ساحل رود « الب» در اروپا سکونت و از » زیگموند» پادشاه هنگری و بوهم ،امان نامه دریافت کردند.کولی ها ابتدا در مجارستان و سپس در المان ، سوئیس و ایتالیا اقامت کردند . در سال 1427 میلادی عده ای از انها وارد فرانسه شدند .صدو بیست تن از کولی ها ادعا کردند که مسیحی و اهل مصر هستند و از دست مسلمانها فرار کرده اند، در نتیجه پاپ سفارش آنها را کرد و توانستند وارد پاریس شوند.فرانسوی ها ابتدا انها را با روی گشاده پذیرفتند ،ولی پس از چندی که رفتارهای نا شایست آنها را دیدند ، از فرانسه بیرو نشان کردند و کولی ها در جنگل ها و کشورهای مجاور ، از جمله آلمان و مجارستان سرگردان شدند و عده ای هم به اشپانیا رفتند.برخی از کولی ها در اطراف شهر مسکو اقامت کردند و در دوره تزارها ، دارایی و شکوه و جلالی برای خود به دست آوردند و صاحب کاخهای عظیمی شدند .کولی ها در انگلستان با ترس و لرز زندگی می کردند ، ولی هنگامی که حکومت انگلیس برایشان حقوقی قائل شد، زندگی در ان کشور برایشان خوشایند گردید.مردان کولی تجارت اسب و زنها کف بینی می کردند.کولی ها ی انگلیس که زیباترین کولی های جهان هستند در  کارهای مهم از رئیس خود دستور می گیرند.این رئیس ، از میان زنها انتخاب می شود و ملکه نام دارد.کولی ها انجمنی به نام تهذیب کولی ها دارند که در سال 1888تاسیس شد و روزنامه ای را هم منتشر می کنند.پس از کشف آمریکا ، عده ای از کولی ها به امریکا مهجرت کردند و در نقاط مختلف آن ساکن شدند.

 

زبان و آداب و رسوم کولی ها:

 

زبان و مذهب:

کولی ها از مردم هند هستند و زبانشان ، شعبه ای از زبان سانسکریت است.آداب و رسوم آنها در تمام دنیا یکی است و فقط رنگ و بوی آن محل را به خود می گیرد.کولی ها به دو مبدا خیر و شر ( خدا و شیطان) معتقدند.به نظر انها این دو قدرت با یکدیگر مساوی و پیوسته در حال جنگ هستند.کولی ها خوبی ها را به خدا و بدی ها را به شیطان نسبت می دهند و طبیعت را معبد دنیا می دانند . انها مراسم آئینی و عبادی ندارند و مذهبشان بسیار درونی و شخصی است .به قیامت و بهشت و دوزخ اعتقادی ندارند و مذاهب مختلف دنیا، همچنان که مرزهای بین کشورها ،برایشان بی معنی  هستند.

 

خصلت های اخلاقی:

برخی از خصلت های کولی هی تمام دنیا یکسان است، از جمله انتقام جوئی ، ترس ، خیانت ، رذالت، دروغگویی ، جیب بری، و حیله و مکر ، کولی ها چون بسیار ترسو هستند، اگر هم به دیگران صدمه ای بزنند، چندان جدی نیست و بیشتر جنبه هیاهو و سر و ص3دا دارد. انها دزدی های کوچک می کنند و به اصطلاح « آفتابه دزد » هستند.به علت ترس ، دزدی های شبانه در کارشان نیست ، بلکه روزها ، دزدکی وارد خانه ها می شوند.و ظرف و کفش و « خرت و پرت » را بلند می کنند.آنها هر چند به چیزی اعتقاد ندارند، ولی جالب است که برای موجه جلوه دادن دزدی  هایشان قصه های عجیب و غریبی می سازند.گدایی هم جزو اعمال روزمره کولی هاست.آنها اگر نتوانند دزدی کنند. گدائی می کنند و سماجت شان در گدایی ، مثال زدنی است . بچه دزدی هم در میان آنها رایج است ، به این ترتیب که بچه های دزدیده شده را از چشم یا دست و پا ناقص و به گدایی وارد می کنند. ساختن  پولهای تقلبی هم در میان کولی ها رواج دارد و مردم زود باور را با این پولها گول می زنند.کولی ها از مصرف دخانیات لذت می برند و چپق و پیپ را به سیگار ترجیح می دهند.میخواری و مستی را هم از کودکی شروع می کنند و سخت پایبند مسائل جنسی هستند و از دوره بلوغ رابطه جنسی در حد گسترده را آغاز می کنند.کولی ها دائما در حال دعوا و اشتی هستند .مردان کولی زنهایشان را تا حد مرگ کتک می زنند و زنهای کولی اعتقاد دارند هرچه بیشتر کتک بخورند شوهر هایشان به انها محبت بیشتری دارند.بزرگترین صفت مردانه از نظر کولی ، اهل دعوا و کتک کاری بودن است و هیچ زنی در میان کولی ها پیدا نمی شود که با مردی ازدواج کند که از دعوا بگریزد.زن کولی اهل کار  و زحمت شبانه روزی است و حاصل زحمات خود را با طیب خاطر تقدیم  شوهرش می کند، به شرط آن که او قوی و اهل دعوا باشد.جالب است که کولی ها هرچه به دیگران دروغ می گویند و از انها دزدی می کنند، با یکدیگر اتحاد دارند و به هم نه دروغ می گویند و نه مال همدیگر را می دزدند.در زندگی زناشویی ، حرف ، حرف مرد است.هر قبیله یا هر چند خانواده  بزرگی به نام ( و تاف) دارند که در امور عمومی به او مراجعه می کنند.

 

آداب و رسوم ازدواج و تربیت فرزند:

دختران کولی خرید و فروش می شوند و مراسم ازدواج کولی ها بسیار ساده است.انها در مقابل بزرگان قبیله زانو می زنند.ان فرد حرفهایی را به عنوان نصیحت به زوج جوان می گوید و انها را دست به دست می دهد.جشن عروسی بر خلاف مراسم آن ، طولانی و مفصل است.زن پس از زایمان تا چهل روز نجس به حساب می اید و کاری را به او رجوع نمی دهند.نوزاد را بلافاصله پس از تولد در اب یخ می گذارند  و به قول خودشان « خیس » می کنند. این مراسم شبیه غسل تعمید است ولی جنبه مذهبی ندارد کولی ها معتقدند با این کار بدن نوزاد را قوی می کنند ، به همین دلیل اگر کودکی در زمستان به دنیا بیاید ، خوشحال می شوند.نوزاد تا سه سالگی شیر مادر و غذا می خورد و گاهی به او شراب هم می دهند.بچه های کولی معمولا لخت هستند و در کثافت می لولند و می توانند هر کاری دوست دارند انجام بدهند.کسی جلوی کتک کاری بچه های کولی را نمی گیرد.چون باید در این کار مهارت پیدا کنند.پدر و مادر ها حتی گاهی کودک را گرسنگی می دهند تا مجبور شود دزدی کند و راه و رسم آن را یاد بگیرد.

 

مرگ در نظر کولی ها:

کولی ها از مرگ ترسی ندارند و آن را موضوعی طبیعی می دانند .انها اعتقادی به جاودانه بودن روح و جهان دیگر ندارند و در هنگام کوچ هر کس از کولی ها بمیرد.او را همان جا دفن می کنند و می روند.فقط در مورد روسا ی قبیله استثنا قائل هستند و او را در گوزستان دفن می کنند.پس از دفن مرده ، بر سر گور او شراب  مریزند و دست افشانی می کنند و بی ان که اندوهی  به دل راه بدهند ، سر کار و زندگیشان بر می گردند.

زندگی روزمره:

 

کولی ها دسته جمعی زندگی می کنند و امرشان از دزدی و گدایی می گذرد.آنها دسته جمعی و معمولا برهنه زیر چادر می خوابند.و همیشه سگ یا خوکی را کنار چادر خود می بندند.غذای آنها نوعی ابگوشت است که در ان کلم و لوبیا می ریزند و خوردن بلال را دوست دارند.در صورت اظطرار از خوردن گوشت مرده هم ابائی ندارند.هنگام کوچ « وتاف» که رئیس قبیله است با لباسی تیره که دکمه های برنجی براق دارد و شلوار گشاد ، در حالی که یقه اش را تا سینه باز می گذارد و کیسه کوچکی را برای شکار به کمربندش می بندد ، جلوی همه راه می افتد و بقیه پشت سرش روی گاری یا پای پیاده حرکت می کنند و سر راهشان هرچه را که گیرشان بیاد با مهارت می دزدند.پس از اتراق و بر پا داشتن چادرها در حاشیه شهرها ، زنها دنبال کف بینی می روند و به مردم شهر موی خرس و پنجه گرگ و مهره ها و گیاهان دارویی میدهند و پول می گیرند .فالگیری  با ورق و تکه ها  های صدف بین انها رسم است .زنان کولی برای گشوده شدن بخت دخترها ، به انها طلسم و جادو می فروشند.

 

انتقام جوئی بدیع:

از انجا که کولی ها دل و جرات جنگ و مبارزه درست و حسابی را ندارند ، برای انتقام گرفتن به شیوه های عجیبی دست می زنند و هنگامی که نزاعی  بین انها پیش می اید ، کارهای جالبی می کنند.مثلا هر یک از طرفین کیسه ای پر از سکه طلا بر می دارند و  کنار رودخانه می روند و سکه ها را یکی یکی  داخل آب می اندازند .کیسه هر کس که زودتر از طرف مقابل تمام شد.شکست می خورد و تا اخر عمر نمی تواند سرش را جلوی بقیه بلند کند.شیوه دیگر این است که طرفین گاو و گوسفند زیادی را به میدان می اورند و روبه روی  هم می ایستند و به جان حیوانات می افتند و انها را با بی رحمی می زنند و کشتار عجیبی راه می اندازند ، بطوری که سیل خون جاری می شود .هر کس که از این کار زودتر خسته شد ، شکست و سر افکندگی را می پذیرد.

 

ماخذ: کولی و زندگی او. انتشارات هنرهای زیبای کشور ، تهران 1327

 

 

 

 

        Copyright 2008

 Powered By: mona.ghn@gmail.com