|
اهالی هنر در ترجمه کلمه
Avanguard
که ترکیب
Advance guard
مشتق شده است، معنای پیشرو را به کار میبرند ولی من همان واژه
پیشقراول که صحیحتراست، میپسندم. پیشقراولان، جنگجویانی راه
بلد، هوشمند، ماجراجو و حتی پیشگو بودهاند که از قضا بیشتر
از دیگران در معرض خطر فجایع مرگبار قرار میگرفتهاند.
محمدرضا لطفی پیشقراول است، چه در زمانی که موسیقی ایران
موسیقی ایران پرشتاب به سوی ابتذال «ترکی، عربی، هندی و فرنگی»
میرفت و او و یارانش، جانانه معترض طنین انداز موسیقی اصیل
ایرانی در جشن هنر شیراز بودند، چه در سالهای آغازین انقلاب که
شیداگونه صحنه گردان و سرآهنگساز و آواز آن زمان لقب گرفت. او
پیشقراول پیوند شعر معاصر از شهریار، ابتهاج و مشیری با موسیقی
ایرانی و پایهگذار نگرشی تازه و بدیع به ردیف دستگاهی است،
نگرشی نوجو که سنت را عزیز و محترم میدارد ولی هیچ گاه آن را
شبیهسازی نمیکند.
موسیقی او، کاربست آزادانهای از سنت و نوجویی است که در مسیری
روایی، «دیگر بودن» است. ویژگی روایت او، آمیزهای محتوا ـ
فرمی و زیبایی شناسانه است که فریب کار نیست. پدیدهای نوواره،
شهودی، ژرف و مؤلف است که البته راوی آن، توهم دانای کل بودن
را نیز ندارد. بسیاری وامدار پیشقراولی او هستند؛ نامدارانی
چون شجریان، مشکاتیان، علیزاده، ناظری و ... که شاید تأثیر
لطفی بر مجد و شرف هنر آنان غیرقابل تشخیص، مبهم و صد البته
انکار ناشدنی است، ابهامی از جنس همان مضراب پررمز و راز ساز
لطفی که جوهره موسیقی فاخر ماست. مضرابی بدیع، ارضاکننده و
مکاشفه آمیز. زمانی که احمد شاملو با تمام بزرگیاش به سال
1990 در دانشگاه برکلی کالیفرنیا موسیقی سنتی ایران را با
بدترین توهینها تفسیر کرد، این محمدرضا لطفی بود که در سکوت
محض دیگر بزرگان موسیقی ایران، مقاله زهر درد را در آدینه
شماره 52 به چاپ رساند و نگاه تحقیر گرایانه شاملو را به درستی
به چالش کشید. لطفی احیا کننده سنتهای ارزشمند موسیقی و خالق
آثار نو و ماندنی است. او پیشقراولی دل بسته کنکاش و جستجو گر
ماهیتی فارغ از قراردادهای کهنه همیشگی است. کنکاشی که براساس
غریزه فطری او، ژرفبینی و تجربه شخصیاش در موسیقی جان و
فرجام میگیرد. موسیقی او، از برانگیختن دشمنی دیگران
نمیهراسد و بدون تردید، بسیاری از آنان را به شنیدن و
اندیشیدن وادار کرده است. او در خط مقدم موسیقی است: تنومند،
شجاع، خط شکن و البته در خطر! خطری که با پیشقراولی همزاد است.
خطری که گاه ممکن است بیقراری و بیاحتیاطی پیشقراول، ایجادگر
آن باشد!
|