|
اشاره:
»ناگهان
روزي دريافتم كه سازهاي
متداول ما، جلوي جريان سيال موسيقي را ميگيرند. دامنه
موسيقايي آنها، گويي
ساز و همپاي آن، آهنگساز را با زنجيرهايي بسته بودند.«
»موسيقي
آزاد
آفريده شده است و به دست آوردن آزادي، سرنوشت محتوم
آن
است.«
فرروچچيو بوسوني، در سال 1866 در ايمپولي1
ايتاليا به دنيا آمد. در
كودكي به عنوان نوازنده نابغه پيانو و در جواني به
عنوان پيرو مكتب
موسيقي ليست و استاد نواختن آثار راخمانينف2 و
پادروسكي3 به شهرت رسيد. او
آهنگساز، معلم، تنظيمكننده و فيلسوف موسيقي بود. همچنين
با رهبري درخشان
خود، آثار دبوسي4، گابريل فائور5 و
سيبليوس6 را به شايستگي ارائه و معرفي
كرد. از سال 1894 در برلين زندگي كرد و در سال 1924، در
حالي كه استاد
آهنگسازي آكادمي هنرهاي برلين بود، در همان شهر درگذشت.
اپراي دكتر
فاوست7 او يكي از شاهكارهاي مسلم دوران معاصر
است. او مقالههاي بينظيري
را نيز در زمينه موسيقي نوشته است كه مشهورترين آنها
«طرح استتيك نوين
موسيقي» (1907) است.
بوسوني در تمامي زمينههاي خلاقانه هنر، قهرماني به
تمام معني بود. او درِ خانه خود را در برلين به روي همه
هنرمندان و
آهنگسازان جوان دنيا گشود.
در زمينه موسيقي، او كه نسبت به محدوديتهاي
گامهاي مينور و ماژور، اعتراض داشت، عرضههاي نويني را
پديد آورد و حركتي را
به نام ضد ـ رومانتيك ايجاد كرد و آثار واگنر را كه به
شدّت از آنها نفرت
داشت، مورد نقد و بررسي جدي قرار داد. او كه پيرو مكتب
نئوكلاسيك بود، از
تشكيل گروههاي موسيقي كوچك حمايت و از عاطفهگرايي
افراطي در موسيقي
اجتناب ميكرد.
بوسوني احساس ميكرد دست و پاي موسيقي را بستهاند و
پيوسته به دنبال ابزاري ميگشت كه به نوعي اين
محدوديتها را از بين ببرد.
در آن دوران سازي به نام
“Dynamo Phone”
كه عموماً به نام “Telharmonium”
شناخته ميشد و در واقع از نياكان اوليه سينتيسايزرهاي
امروزي است، نظر
بوسوني را به خود جلب كرد.
او به مخترع اين ساز، تاددئوس كاهيل8 در
توصيف سازش گفت، «موسيقي نو براي جهاني كهنه». او از
اين كشف بهقدري
هيجانزده شد كه در مصاحبهاي گفت:
»
به گمان من در اين حركت عظيم
موسيقايي، ماشين بهزودي بزرگترين نقش را برعهده
ميگيرد.«
بوسوني
آهنگساز متعادلي بود و به شدّت به موتزارت علاقه داشت.
او در عين حال كه
تمامي جزئيات موسيقي كلاسيك را ميشناخت و اجرا ميكرد،
لحظهاي از پيگيري
سازهاي نوين الكترونيك غافل نبود و پيوسته شاگردان خود
را به گسترده كردن
فضاهاي موسيقايي تشويق ميكرد. او از دريچه دنياي موسيقي
قرن بيستم، جهان
آينده موسيقي را بهخوبي ميديد و درك ميكرد و به كساني
كه در مقابل اين
حركت ايستادگي ميكردند، ميگفت:
»داريد
خودتان را از پديده زيبايي محروم
ميكنيد.«
1. Empoli
2. Rachmaninoff
3. Paderewski
4. Debussy
5. Gabriel Faure
6. Dr.Faust
7. Sibelius
8. Thaddeus Cahill
|